شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٥ - ٧٦٢٢ لقاح المعرفة دراسة العلم
زبان نيكو كار شيفته شده است بدوام ذكر، يعنى ذكر خدا.
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف كسى كه مذمت مىفرموده او را:
٧٦١٨ لسانه كالشهد و لكن قلبه سجن للحقد.
زبان او مانند شهدست، يعنى عسل، و ليكن دل او زندانيست از براى حقد، يعنى كينه يعنى شيرين زبانست اما كينهور.
٧٦١٩ ليكن مركبك القصد و مطلبك الرشد.
بايد كه بوده باشد مركب تو قصد، يعنى ميانه روى، و مطلب تو رشد، يعنى راه درست.
٧٦٢٠ لن لمن غالظك فانه يوشك ان يلين لك.
نرم شو از براى كسى كه درشتى كند با تو يا دشمنى كند با تو پس بدرستى كه او نزديكست اين كه نرم شود با تو، يعنى اگر چنين كنى نزديكست كه او هم نرم شود با تو يا بدرستى كه شأن اينست كه نزديكست، يعنى اگر نرم شوى شأن و حال اينست كه نزديكست كه او هم نرم شود از براى تو.
٧٦٢١ لسانك ان امسكته انجاك، و ان اطلقته ارداك.
زبان تو اگر نگهدارى آنرا رستگار گرداند ترا، و اگر رها كنى آنرا هلاك گرداند ترا يا بيندازد ترا، يعنى در هلاكت و زيان و خسران.
٧٦٢٢ لقاح[١] المعرفة دراسة[٢] العلم.
آبستنى معرفت مدارسه علمست، يعنى آبستن شدن كسى بمعرفت يا آبستنشدن
[١] - در أقرب الموارد گفته:« اللقاح بالفتح مصدر و اسم من الالقاح و ما تلقح به النخلة» و نيز گفته:« اللقاح بالكسر اسم من الالقاح».
[٢] -« دراسة» بكسر دال مصدر است از« درس الكتاب اى قرأه».