شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٨ - ٧٥٥٤ لم يخلق الله سبحانه الخلق لوحشة و لم يستعملهم لمنفعة
آن مگر اين كه محروم گردانيده او را خدا از شكر ايشان، و بوده از براى غير او دوستى ايشان.
٧٥٥١ لم يتحل بالقناعة من لم يكتف بيسير ما وجد.
زيور نيافته بقناعت كسى كه اكتفا نكرده باندك آنچه يافته، يعنى اكتفا نكرده به آن چه يافته هرگاه اندك بوده و طلب زياده بر آن كرده.
٧٥٥٢ لم يتحل بالعفة من اشتهى ما لا يجد.
زيور نيافته بعفت كسى كه خواهشى داشته چيزى را كه نمىيابد «عفت» بمعنى باز ايستادن از چيزهاست كه حرام باشد يا نيكو نباشد، و مراد اينست كه عفيف كامل كسيست كه خواهش غير آنچه بيابد و داشته باشد نداشته باشد.
٧٥٥٣ لم يطلع الله سبحانه العقول على تحديد صفته، و لم يحجبها عن واجب معرفته.
آگاه نگردانيده خداى سبحانه عقلها را بر تحديد صفت او، و منع نكرده آنها را از واجب معرفت او، «تحديد» در اصل بمعنى قرار دادن حد و نهايت است از براى چيزى كه بآن ممتاز شود از غير آن، و در اصطلاح بمعنى بيان حقيقت و كنه چيزيست و تمييز آن، و مراد در اينجا اين معنى است، يعنى حق تعالى آگاه نگردانيده عقلها را بر تمييز حقيقت و كنه صفت خود اما منع نكرده آنها را از قدرى كه واجبست از شناخت او بلكه قادر گردانيده آنها را بر آن و راه نموده بآن و آن معرفت اوست بوجوهى چند كه بعقل ثابت شده.
٧٥٥٤ لم يخلق الله سبحانه الخلق لوحشة و لم يستعملهم لمنفعة.
نيافريده خداى سبحانه خلق را از براى وحشتى، و كار نفرموده ايشان را از براى منفعتى، يعنى خلق نكرده از براى اين كه تنها بوده و وحشت داشته از آن