شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٩ - ٨١١١ من هان عليه بذل الاموال توجهت اليه الآمال
٨١٠٧ من صنع معروفا نال أجرا و شكرا.
هر كه بكند احسانى را برسد بمزدى و شكرى، يعنى هيچ احسانى بىأجر و مزدى نيست و سبب شكرى نيز مىشود.
٨١٠٨ من اخفر ذمة اكتسب مذمة.
هر كه بشكند ذمه را يعنى عهد و پيمانى را كسب كند مذمتى را، يعنى مذمتى را كه او را كنند بسبب آن شكستن عهد و پيمان.
٨١٠٩ من عاند الحق كان الله خصمه.
هر كه دشمنى كند با حقى بوده باشد خدا خصم او، مراد هر امر حقيست و به «دشمنى با آن» اين كه خواهد كه آن را زايل كند و باطل كند، و مراد به «خصم» مدعى و منازعست.
٨١١٠ من عدم القناعة لم يغنه المال.
هر كه نيابد قناعت را توانگر نسازد او را مال، مراد اينست كه كسى كه قناعت دارد او در حقيقت توانگرست هر چند مال نداشته باشد، زيرا كه او بهر چه ميسر شود قناعت كند و محتاج بمردم نشود، و كسى كه قناعت نداشته باشد او را مال توانگر نكند بلكه چون قانع نيست هر قدر كه داشته باشد باز در سعى و طلب زياد بر آن باشد، و بر تقديرى كه بقدرى از مال اكتفا كند و زياد بر آن طلب نكند از براى حفظ آن و كار فرمودن آن نمىشود كه صد گونه احتياج بمردم رو ندهد و آن منافى توانگرى حقيقيست.
٨١١١ من هان عليه بذل الاموال توجهت اليه الآمال.
هر كه سهل باشد بر او عطاى أموال رو كند بسوى او آمال يعنى اميدها،