شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٤ - ٨٠٩٠ من اقتحم لجج الشرور لقى المحذور
هر كه مالك او شود جزع محروم مىشود فضيلت صبر را، مراد به «مالك شدن جزع او را» اينست كه او فرمان آن برد و جزع و بىتابى كند.
٨٠٨٧ من لا أخا له لا خير فيه.
هر كه برادرى نباشد از براى او نيست خيرى در او، مراد برادر مؤمنيست كه او را دوست و صديق كرده باشد. و در بعضى نسخهها «اخاء» بكسر همزه و مد واقع شده و بنا بر اين معنى اينست كه: هر كه برادرى[١] نباشد از براى او، يعنى رعايت برادرى و دوستى و لوازم آن نكند.
٨٠٨٨ من لا عقل له لا ترتجيه[٢].
هر كه عقلى نباشد از براى او اميد مدار باو.
٨٠٨٩ من قل ادبه كثرت مساويه.
هر كه كم باشد ادب او بسيار شود بديهاى او.
٨٠٩٠ من اقتحم لجج الشرور لقى المحذور.
هر كه ناگاه داخل شود در لجههاى شرها ملاقات كند آنچه را حذر باشد از آن، «لجه» جاى معظم آب را گويند، و مراد اينست كه آدمى همواره بايد كه با حذر و احتياط باشد كه اگر بىپروا باشد و ناگاه خود را در مهلكهها اندازد ملاقات كند زيان و نقصانى چند را كه حذر از آن بايد كرد.
[١] - ياء« برادرى» ياء مصدريست زيرا ترجمه« اخاء» است كه مرادف« مواخات» است براى اين كه هر دو مصدر قياسى باب مفاعله است.
[٢] - كذا در نسخ بياء قبل از ضمير، پس يا فعل منفى است نه منهى چنانكه شارح( ره) ترجمه كرده، و يا عود حرف عله بجهت رفع ثقل اجتماع دو كسره شده، و يا ياء اماله است نه ياء اصلى حرف عله، و يا بجهت مشاكله و ازدواج با فقره سابقه و لاحقه از سقوط آن صرف نظر شده اگر آنها در يكجا از آن حضرت ٧ صادر شده باشد و الله أعلم.