شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٢ - ٨٥٦٦ من أمرك باصلاح نفسك فهو أحق من تطيعه
كند بحاجت خود برسد بخلاف كسى كه سختگيرى كند كه غالب اينست كه بحاجت خود نرسد.
٨٥٦٣ من قعد عن طلب الدنيا قامت اليه.
هر كه بنشيند از طلب دنيا برخيزد دنيا بسوى او، يعنى برخيزد و بسوى او آيد چنانكه اين مضمون مكرر مذكور شد و بتجربه مشاهده مىشود.
٨٥٦٤ من كثر فكره فى اللذات غلبت عليه.
هر كه بسيار باشد فكر او در لذتها غالب شوند لذتها بر او، يعنى پر در فكر و خيال لذتها نبايد بود و خود را مشغول بايد ساخت از آن، زيرا كه پر در فكر و خيال آنها بودن باعث اين مىشود كه آنها غلبه كنند بر اين كس، و ترك آنها نتواند كرد، و اين همان مضمون «من كثر فكره فى المعاصى دعته اليها» است كه دو فقره قبل از اين مذكور شد.
٨٥٦٥ من شكرك من غير صنيعة فلا تأمن ذمه من غير قطيعة.
هر كه شكر كند ترا بىاحسانى پس ايمن مباش از مذمتكردن او بىبريدنى، مراد اينست كه فريب چنين شكرى نبايد خورد و بسبب آن اعتماد بر صاحب آن نبايد كرد، كسى كه شكر تو كند بى اين كه احسانى باو كرده باشى يا هرزه در است[١] و يا شكر او براى غرضى باشد و بر هر تقدير هيچ دور نيست كه گاهى مذمت تو نيز كند بى اين كه ضرر و زيانى از تو باو رسيده باشد از راه هرزه درايى يا از براى غرضى ديگر، شكرى كه اعتمادى بر آن باشد شكريست كه كسى ترا كند بازاى احسانى كه باو كرده باشى.
٨٥٦٦ من أمرك باصلاح نفسك فهو أحق من تطيعه.
[١] - در برهان قاطع گفته:« هرزه در آى كنايه از پوچگوى و هرزهگوى و ياوهگوى باشد».