شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٧ - ٩١١٦ من من بمعروفه فقد كدر ما صنعه
هر كه وسعت دهد خدا بر او نعمتى را[١] لازمست بر او كه وسعت دهد مردم را انعامى.
٩١١٢ من زاده الله كرامة فحقيق به أن يزيد الناس اكراما.
هر كه زياد كند خدا او را كرامتى پس سزاوارست باو اين كه زياد كند مردم را اكرامى، مراد به «كرامت» نعمتيست كه بآن گرامى و بلند مرتبه گرداند او را.
٩١١٣ من اهتم برزق غد لم يفلح أبدا.
هر كه اهتمام داشته باشد بروزى فردا و اندوهگين باشد از براى آن فيروزى نيابد هرگز، مؤمن بايد كه توكل او بر خدا باشد و در غم روزى فردا نباشد، حق تعالى مىرساند.
٩١١٤ من أوتى نعمة فقد استعبد بها حتى يعتقه القيام بشكرها.
هر كه داده شود نعمتى پس بتحقيق كه بنده گردانيده شود بسبب آن تا اين كه آزاد كند او را ايستادگى بشكر آن.
٩١١٥ من لم يرب معروفه فقد ضيعه.
هر كه تربيت نكند احسان خود را پس بتحقيق كه ضايع كرده آن را، مراد به «تربيت احسان» اينست كه آنرا بكمال رساند و ناقص نگذارد، يا اين كه پى در پى كند و قطع نكند، يا اين كه در مصرف آن صرف كند و بغير اهل آن ندهد.
٩١١٦ من من بمعروفه فقد كدر ما صنعه.
[١] - اين ترجمه مبنى بر آنست كه« نعمة» بصيغه مفرد و نكره بوده باشد چنانكه شارح( ره) بخط خود چنين ضبط كرده و طبق آن شرح فرموده ليكن در بعضى نسخ ديگر« نعمه» بصيغه جمع و اضافه بضمير غائبى كه بلفظ« الله» بر مىگردد ضبط شده است پس معنى اين خواهد بود كه: هر كه وسعت دهد خدا بر او نعمتهاى خود را».