شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٥ - ٨٧٧٤ من زل عن محجة الطريق وقع فى حيرة المضيق
٨٧٦٧ من حفر لأخيه بئرا أوقعه الله فى بئره.
هر كه بكند از براى برادر خود چاهى بيندازد او را خدا در همان چاه.
٨٧٦٨ من ساء تدبيره كان هلاكه فى تدبيره.
هر كه بد باشد تدبير او، بوده باشد هلاك او در تدبير او، يعنى گاه مىشود كه هلاك او در تدبير او باشد.
٨٧٦٩ من أكثر من ذكر الآخرة قلت معصيته.
هر كه بسيار كند ياد آخرت را كم باشد معصيت او.
٨٧٧٠ من ملك شهوته كملت مروته و حسنت عاقبته.
هر كه مالك باشد شهوت خود را يعنى آنرا در فرمان خود دارد كامل باشد مروت و آدميت او، و نيكو باشد عاقبت او.
٨٧٧١ من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهوته.
هر كه گرامى باشد بر او نفس او خوار گردد بر او شهوت او، يعنى خواهش او.
٨٧٧٢ من ناقش الاخوان قل صديقه.
هر كه مناقشه كند با برادران كم گردد دوست او، «مناقشه» خرده گيرى كردن در حسابست، و مراد اينست كه با برادران مسامحه در كارست و مناقشه نبايد كرد و اگر نه كم دوستى باقى بماند بر دوستى.
٨٧٧٣ من ساء خلقه قلاه مصاحبه و رفيقه.
هر كه بد باشد خوى او دشمن دارد او را مصاحب او و رفيق او.
٨٧٧٤ من زل عن محجة الطريق وقع فى حيرة المضيق.