شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٢ - ٨٦١٥ من كثر احسانه كثر خدمه و أعوانه
٨٦١٢ من كتم مكنون دائه عجز طبيبه عن شفائه.
هر كه پنهان دارد درد نهانى خود را عاجز گردد طبيب او از شفاى او، مراد اينست كه كسى را كه درد نهانى باشد و از اظهار آن شرم كند بايد كه اظهار كند و شرم نكند و اگر نه طبيب عاجز گردد، و مجرد اين كه بعضى از لوازم و آثار آنرا از براى او بگويد كافى نيست گاه هست كه دردهاى مختلف كه دواهاى ايشان مختلف باشد در بعضى لوازم و آثار شريك باشند، پس بايد كه خصوص درد و كوفت را بطبيب اظهار كرد تا در معالجه آن عاجز نگردد.
٨٦١٣ من رفع بلا كفاية وضع بلا جناية.
هر كه بلند كرده شود بىكفايتى پست كرده شود بىجنايتى، مراد اينست كه كسى كه خواهد كه نزد پادشاهان يا غير ايشان از بزرگان بلند مرتبه گردد و دولت او را استقرارى باشد بايد كه از راه حسن كفايت و كارگزارى مهمات و نيكوئى سعى او در خدمات باشد كه اگر از آن راه نباشد و بمجرد اتفاق يا بعضى جهات ديگر كسى بلند مرتبه گردد اعتمادى بر آن نيست بسيار باشد كه چنان باز بىگناه و تقصيرى پست كرده شود.
٨٦١٤ من خان سلطانه بطل أمانه.
هر كه خيانت كند پادشاه خود را باطل گردد امان او، مراد منع از خيانت با سلطانست و اين كه باعث اين مىشود كه صاحب آن هرگز ايمنى نداشته باشد و هميشه در انديشه اين باشد كه مبادا خيانت او ظاهر شود و بغضب و سخط او گرفتار گردد بخلاف كسى كه خيانتى نكرده باشد كه هميشه ايمن باشد.
٨٦١٥ من كثر احسانه كثر خدمه و أعوانه.
هر كه بسيار باشد احسان او بسيار باشد خدمت كنندگان و مددكاران او.