شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢١ - ٨٠٧٨ من استدام الهم غلب عليه الحزن
٨٠٧٤ من لاحى الرجال كثر أعداؤه.
هر كه منازعه كند با مردان بسيار گردد دشمنان او.
٨٠٧٥ من كثر كذبه قل بهاؤه.
هر كه بسيار باشد دروغ او كم باشد بهاى او، يعنى حسن او يا عقل او.
٨٠٧٦ من سالم الناس كثر أصدقاؤه و قل أعداؤه.
هر كه آشتى كند با مردم، يعنى با ايشان جنگ و جدال نكند بسيار باشد دوستان او و كم باشد دشمنان او.
٨٠٧٧ من عاند الحق لزمه الوهن.
هر كه دشمنى كند با حق لازم او باشد ضعف، يعنى ضعف از مقاومت با آن، يا سبكى و خوارى لازم او باشد و از او جدا نشود.
٨٠٧٨ من استدام الهم غلب عليه الحزن.
هر كه دايم دارد هم را غلبه كند بر او حزن. «حزن» بمعنى اندوهست و «هم» نيز بتشديد ميم گاهى بهمان معنى مستعمل مىشود و بنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه اندوهى كه روى دهد بايد زود آن را از دل بدر كرد و خود را بآن نداد كه اگر كسى چنان بكند اندوه بر او غالب مىشود و اكثر اوقات بايد كه اندوهناك بود، زيرا كه اندوههاى دنيا بسيار ميباشد پس اگر كسى خود را بهر يك از آنها بدهد و از دل بدر نكند اكثر اوقات گرفتار اندوهى باشد، و گاهى «هم» بمعنى فكر و انديشه كردن كارى مستعمل مىشود و بنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه آدمى بايد كه پر در فكر و انديشه مطالب و مقاصد و سعى و تلاش از براى آنها نباشد زيرا كه كسى كه چنين نكند و دايم در فكر و انديشه كارى و تحصيل مطلبى و مقصدى باشد اندوه بر او غالب شود و اكثر اوقات اندوهناك باشد زيرا كه اصل فكر و انديشه بسيار و مشغول بودن به آنها بىاندوهى نمىباشد و همچنين