شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٧ - ٨٥٩٠ من ترقب الموت سارع الى الخيرات
٨٥٨٦ من لم يأس على الماضى و لم يفرح بالآتى فقد أخذ الزهد بطرفيه.
هر كه اندوهناك نشود بر گذشته و شادمان نگردد به آينده پس بتحقيق كه فرا گرفته «زهد» را بدو طرف آن، يعنى كمال «زهد» و بىرغبتى در دنيا و تمام آن اينست كه آدمى اندوهناك نگردد بر آنچه از دنيا بگذرد از او و نرسد باو، و شادمان نگردد به آن چه از دنيا بيايد بجانب او و رو كند باو.
٨٥٨٧ من شكر من أنعم عليه فقد كافاه.
هر كه شكر كند كسى را كه انعام كند بر او پس بتحقيق كه جزاى آن دهد، يعنى همان شكر كافيست در جزاى انعام او.
٨٥٨٨ من قابل الاحسان بأفضل منه فقد جازاه.
هر كه در برابر اندازد احسان را بافزونتر از آن پس بتحقيق كه جزاى آن داده، مراد اينست كه جزاى احسان اينست كه در برابر آن احسانى افزونتر از آن بكند تا اين كه افزونى آن در برابر اين افتد كه او ابتدا كرده بآن، و ممكن است كه اين در باره كسى باشد كه خواهد تلافى باحسان بكند و اگر نه شكر كافيست در جزاى احسان چنانكه در فقره سابق مذكور شد، و ممكن است كه احسان افزونتر شامل شكر نيز باشد، يا مراد بآن همان شكر باشد بقرينه فقره سابق.
٨٥٨٩ من تسرع الى الشهوات تسرع اليه الآفات.
هر كه شتاب كند بسوى شهوتها شتاب كند بسوى او آفتها.
٨٥٩٠ من ترقب الموت سارع الى الخيرات.
هر كه انتظار كشد مرگ را شتاب كند بسوى خيرات، يعنى كسى كه در فكر مرگ باشد و انتظار آن كشد شتاب كند در خيرات، از ترس اين كه مبادا مرگ ديگر