شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٩ - ٧٤٨٠ ليس لمعجب رأى
نيست با جزع و بىتابى در مصيبتها ثوابى.
٧٤٧٦ ليس السفه كالحلم.
نيست بىحلمى مانند حلم، غرض ترغيب در حلم و بردباريست و منع از خلاف آن.
٧٤٧٧ ليس الوهم كالفهم.
نيست و هم مانند فهم، مراد به «وهم» غلط دانستن چيزيست و به «فهم» دانستن آن بر وجه صواب، و غرض ترغيب در تحصيل فهم است در هر باب و اكتفا نكردن به آن چه افاده آن نكند از دلايل و امارات ظنيه كه احتمال غلط در آنها برود.
٧٤٧٨ ليس للجوج تدبير.
نيست از براى هيچ لجوجى تدبيرى، غرض منع از لجاجت است و اين كه باعث اين مىشود كه آدمى در مهلكهها افتد كه چاره و تدبير آنها نتواند كرد، يا اين كه صاحب آن تدبير و انديشه عاقبت خود نمىكند بلكه هر چه را پيش گيرد يا خواهد لجاجت ميكند در تمام كردن آن و انديشه مفاسد آن نمىكند.
٧٤٧٩ ليس لمن طلبه الله مجير.
نيست از براى كسى كه طلب كند خدا او را پناه دهنده، غرض منع از عصيان حق تعالى است و اين كه هرگاه او كسى را طلب كند از براى عقوبت پناه دهنده نباشد مر او را پس حذر بايد كرد از آن.
٧٤٨٠ ليس لمعجب رأى.
نيست از براى هيچ خودبينى رايى، يعنى راى صوابى، زيرا كه باعتبار خودبينى و عجبى كه دارد مشورت با كسى نكند بلكه فكر و تأمل هم نكند و خود را