شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧١ - ٩٢٢٦ من عطف عليه الليل و النهار أدباه و أبلياه و الى المنايا أدنياه
خويشيها و قرابتهاست و هر كه آن را وسيله خود سازد وسيله او محكمترين وسيلهها و سببها باشد از براى لزوم رعايت كردن او، و مراد به «اسلام» در اينجا ايمانست.
٩٢٢٤ من غره السراب تقطعت به الأسباب.
هر كه فريب دهد او را سراب بريده شود باو اسباب، مراد به «سراب» دنياست كه بمنزله سرابست، و «بريده شود باو أسباب» يعنى اسباب سعادت و نيكبختى، چنانكه كسى را كه سراب فريب دهد و از پى آن رود بريده شود باو اسباب فيروزى به آن چه فرو نشاند عطش و تشنگى او را.
٩٢٢٥ من اعتذر فقد استقال.
هر كه عذر گويد پس بتحقيق كه طلب در گذشتن كرده يعنى كسى كه عذرى گويد از براى گناهى كه نسبت بكسى كرده باشد اين بمنزله اينست كه طلب عفو و درگذشتن از گناه خود كند و توبه و بازگشت كند پس عفو از او بايد كرد.
٩٢٢٦ من عطف عليه الليل و النهار أدباه و أبلياه و الى المنايا أدنياه.
هر كه بگذرد بر او شب و روز ادب فرمايند او را، و كهنه نمايند او را، و بمرگها نزديك گردانند او را، مراد اينست كه گذشتن روز و شب ادبكنندهايست آدمى را و بيان وجه آن شده باين كه «كهنه ميكنند او را، و ضعيف و سست و عاجز مىسازند و بمرگها نزديك مىسازند» و هر يك از اينها سبب ادب آموختن او مىشود هرگاه او را ديده بصيرتى باشد، و مراد به «مرگها» مرگ خود و خويشان و دوستان و ابناى جنس اوست، يا مصيبتها كه باو رسد و هر يك بمنزله مرگى باشد از براى او، و ممكن است كه مراد بيان سه خاصيت جداگانه باشد از براى گذشتن روز و شب بر آدمى:
يكى- اين كه ادب ميكنند او را و غرور و نخوت او را كم ميكنند باعتبار حوادثى كه در آنها رو مىدهد از براى او.
دويم- اين كه كهنه ميكنند او را.
سيم- اين كه بمرگها نزديك مىگرداند او را.