شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩١ - ٧٩٣٣ من أحسن السؤال علم
٧٩٢٩ من صان عرضه وقر.
هر كه نگاهدارد عرض خود را توقير و تعظيم كرده شود.
٧٩٣٠ من لا دين له لا مروة له.
كسى كه دينداريى نباشد از براى او، مروتى يعنى آدميتى نباشد از براى او.
٧٩٣١ من لا مروة له لا همة له.
كسى كه مروتى يعنى آدميتى نباشد از براى او، همتى نباشد از براى او، مراد به «همت» در اينجا عزمست، يعنى هيچ عزم معقولى نباشد از براى او، هر عزمى كه كند پوچ و باطل باشد، يا اين كه هيچ عزم او عزم نباشد زيرا كه چون آدميتى ندارد و چيزى را از خود قبيح نمىداند هر عزمى كه كند بسيار شود كه بعبث يا باندك سببى بر هم زند و آن را قبيح نداند.
٧٩٣٢ من لا امانة له لا ايمان له.
هر كه امانتى نباشد از براى او ايمانى نباشد از براى او، مراد مبالغه در تحريص بر امين بودنست حتى اين كه كسى كه امانت نداشته باشد ايمان ندارد يعنى ايمان كاملى يا اين كه بمنزله اينست كه ايمان نداشته باشد.
٧٩٣٣ من أحسن السؤال علم.
هر كه نيكو كند سؤال را دانا گردد، ممكن است كه مراد اين باشد كه دانائى بسؤال از علما مىشود پس از اين سؤال ننگ نبايد داشت بايد سؤال كرد تا عالم شد، نهايت در ضمن اين اشاره شده باشد نيز باين كه سؤال را نيكو بايد كرد، يعنى با رعايت شرايط و آداب آن مثل اين كه از روى تعظيم و توقير باشد و از كسى باشد كه اهل آن باشد و در وقتى باشد كه وقت آن باشد، يا اين كه مراد سؤال از درگاه حق تعالى باشد و معنى اين باشد كه هر كه سؤال توفيق علم را از درگاه حق تعالى نيكو كند