شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٠ - ٨٢٥٨ من رأى الموت بعين يقينه رآه قريبا
در آخرت، يا اين كه هر كه آنرا كم كند البته اين را زياد كند باعتبار اين كه او را فرصت اين باشد و حق تعالى اعانت او كند، بخلاف كسى كه حريص بر دنيا باشد كه نه فرصت طلب زياد آخرت داشته باشد و نه اعانت حق تعالى با او باشد.
٨٢٥٣ من استكثر من الدنيا استكثر مما يوبقه.
هر كه بسيار طلب كند از دنيا بسيار طلب كند از آنچه هلاك گرداند او را.
٨٢٥٤ من توكل على الله غنى عن عباده.
هر كه توكل كند بر خدا بىنياز گردد از بندگان او.
٨٢٥٥ من أخلص لله استظهر لمعاشه و معاده.
هر كه خالص گرداند اعمال خود را از براى خدا قوى پشت گردد از براى معاش و معاد خود، يعنى زندگانى در دنيا و روز بازگشت خود.
٨٢٥٦ من أيقن بالآخرة لم يحرص[١] على الدنيا.
هر كه يقين كند بآخرت حريص نباشد بر دنيا.
٨٢٥٧ من صدق بالمجازاة لم يؤثر غير الحسنى.
هر كه تصديق كند بمجازات اختيار نكند غير نيكوئى را، مراد به «مجازات» جزادادن حق تعالى است اعمال را، نيكى را بنيكى و بدى را ببدى.
٨٢٥٨ من رأى الموت بعين يقينه رآه قريبا.
هر كه ببيند مرگ را بچشم يقين خود ببيند آن را نزديك، زيرا كه كسى كه
[١] - در أقرب الموارد گفته:« حرص عليه كضرب( و حرص كعلم لغة رديئة) اشتد شرهه اليه و رغبته فيه، و أما قول أبى ذؤيب: فلقد حرصت بان أدافع عنهم، فلانه بمعنى هممت» در منتهى الارب گفته:« حرص عليه( كضرب و سمع) و حرصا( بكسر حاء و سكون راء) آزمند شد».