شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٦ - ٧٨٠٣ من استدبر الامور تحير
ناملايمى از جا برآيد و طيش كند و ملول و مكدر گردد، و كم وقتى باشد كه چنين نشود پس اكثر اوقات در شكنجه و عذاب باشد.
٧٧٩٩ من اطاع الله استنصر.
هر كه اطاعت كند خدا را طلب يارى كند، يعنى همان اطاعت طلب ياريست از او، و بهمان حق تعالى او را يارى كند و حاجت بسؤال و طلبى نباشد، يا اين كه بايد كه در هر باب طلب يارى كند و توكل كند بر او، و ممكن است «استنصر» بصيغه مجهول خوانده شود و معنى اين باشد كه طلب يارى كرده شود، يعنى مردم از او طلب يارى كنند، و ممكن است كه «استنصر» در اين فقره نيز بنون نباشد بلكه بباء يك نقطه زير باشد مانند فقره بعد و معنى اين باشد كه «بينا گردد».
٧٨٠٠ من ذكر الله استبصر.
هر كه ياد كند خدا را بينا گردد، يعنى براه راست و حقائق و معارف.
٧٨٠١ من اهمل نفسه خسر.
هر كه واگذارد نفس خود را زيان كند، يعنى واگذارد او را بخواهشهاى او و امر و نهى او نكند.
٧٨٠٢ من استقبل الامور ابصر.
هر كه استقبال كند كارها را بينا گردد، مراد به «استقبال آنها» آنست كه پيش از كردن آنها تأمل و تدبر كند در عواقب آنها.
٧٨٠٣ من استدبر الامور تحير.
هر كه استدبار كند كارها را حيران ماند، «استدبار» بمعنى از عقب در آمدنست مقابل «استقبال» كه بمعنى پيشواز رفتن است و مراد اينست كه هر كه پيش از كردن كارها تدبير آنها نكرده باشد و بعد از كردن خواهد كه چاره زيان و خسران آنها