شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٤ - ٨٤٤٢ من حرص على الدنيا هلك
٨٤٣٤ من قنع برزق الله استغنى عن الخلق.
هر كه قانع شود بروزى خدا بىنياز شود از خلق.
٨٤٣٥ من وهبت له القناعة صانته.
هر كه بخشيده شود از براى او قناعت حفظ كند قناعت او را، يعنى از افتادن در گناهان يا از حاجت بمردم و ريختن آبروى خود نزد ايشان.
٨٤٣٦ من حسن يقينه حسنت عبادته.
هر كه نيكو باشد يقين او نيكو باشد عبادت او.
٨٤٣٧ من رضى بالقضاء طابت عيشته.
هر كه راضى شود بحكم خدا خوش باشد زندگانى او.
٨٤٣٨ من حسنت سياسته دامت رياسته.
هر كه نيكو باشد سياست او پاينده گردد سر كردگى و رياست او، مراد به «سياست» چنانكه مكرر مذكور شد امر و نهى رعيتست.
٨٤٣٩ من قنعت نفسه عز معسرا.
هر كه قانع باشد نفس او عزيز باشد در حالى كه فقير و محتاج باشد.
٨٤٤٠ من شرهت نفسه ذل موسرا.
هر كه حريص باشد نفس او خوار شود در حالى كه توانگر باشد.
٨٤٤١ من حرص على الآخرة ملك.
هر كه حريص باشد بر آخرت مالك شود يعنى آن را، يا سعادت و نيكبختى را.
٨٤٤٢ من حرص على الدنيا هلك.