شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣ - ٧٢٨٣ لكل كثرة قلة
٧٢٨٠ لكل أمر ادب.
از براى هر كارى ادبى باشد، يعنى از براى هر كارى طريقه نيكوئى باشد كه بر آن نحو بايد كرده شود و اگر بر وجه ديگر كرده شود نيكو نباشد چنانكه در شرع اقدس از براى أكثر كارها آداب نقل شده، پس بايد كه رعايت آنها كرده در غير آنها نيز آدابى را كه عقل مستحسن شمارد يا در عرف رعايت شود بايد رعايت شود.
و در بعضى نسخهها «لكل امرء ارب» است، و بنا بر اين معنى اينست كه:
از براى هر مردى حاجتى باشد، يعنى هيچ كس بغير حق تعالى بىحاجتى نباشد پس گمان مكنيد كه كسى را در دنيا رفاه تامى باشد و اصلا محتاج نباشه، و ممكن است كه معنى اين باشد كه: از براى هر مردى عقلى باشد يعنى عقلى باشد كه كافى باشد از براى هدايت او اگر كار فرمايد آنرا و عمل كند بآن.
٧٢٨١ لكل شيء سبب.
از براى هر چيزى سببى باشد، يعنى هر چيزى سببى دارد كه بسبب آن حاصل شود و بىآن نشود پس هرگاه كسى خواهد كه تحصيل آن بكند بايد كه تأمل كند تا سبب آنرا بيابد و آنرا از راه سبب آن طلب كند كه اگر از راه ديگر طلب كند سعى او بيحاصل باشد.
٧٢٨٢ لكل ضلة علة.
از براى هر گمراهيى علتى باشد، يعنى حق تعالى هيچ كسى را گمراه خلق نكرده بلكه بر راه راست و قابل اختيار آن آفريده و هر گمراهيى را سببى باشد مثل حب مال يا جاه يا پيروى پدران و امثال اينها، و اگر كسى آنها را از خود زايل كند و خود را در هر باب مخلى بطبع گرداند و راه است جويد البته آنرا يابد و گمراه نشود.
٧٢٨٣ لكل كثرة قلة.