شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٤ - ٨٨٦٢ من رضى من الناس بالمسالمة سلم من غوائلهم
خود را، مراد آبادى زيادست يا آباديى كه آدمى متوجه آن باشد و سعى كند در آن نه اين كه او سعى از براى آخرت خود كند و حق تعالى ببركت آن دنياى او را نيز آباد كند چنانكه در فقره سابق مذكور شد.
٨٨٥٩ من قاتل جهله بعلمه فاز بالحظ الأسعد.
هر كه جنگ كند با جهل خود بعلم خود فيروزى يابد ببهره بركت دارتر، مراد به «جنگ با جهل» جنگ با هواها و هوسهاست كه از جهل ناشى شود، و به «علم خود» يعنى بعقل خود، يا بعلمى كه كسب كرده بعقل[١] فرمانبردارى هوا و هوس و زيان و خسران آن.
٨٨٦٠ من ضيعه الأقرب أتيح له الأبعد.
هر كه ضايع كند او را نزديكتر تقدير كرده شود از براى او دورتر، يعنى هرگاه خويش و نزديك كسى را واگذارد و رعايت و احسان نكند حق تعالى تقدير كند از براى او دورترى را كه رعايت و احسان او بكند.
٨٨٦١ من عامل الناس بالمسامحة استمتع بصحبتهم.
هر كه معامله كند با مردم بمساهله بهرهمند گردد بصحبت ايشان، مراد ترغيب در مساهله كردن با مردم است در معاملات، و اين كه بهرهمند شدن از صحبت ايشان بى اين نمىشود و كسى كه مساهله نكند و سختگيرى كند رم كنند از صحبت و آميزش او.
٨٨٦٢ من رضى من الناس بالمسالمة سلم من غوائلهم.
هر كه راضى شود از مردم بآشتى سالم ماند از مصيبتهاى ايشان، يعنى هر كه از سلوك و آميزش با مردم بصلح و آشتى راضى شود و نزاع و دشمنى با كسى نكند
[١] - در اينجا كلمه غير مقروى هست باين صورت:« بدى» كه« بدى» خوانده مىشود.