شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٥ - ٨٨٦٧ من اقتصر على الكفاف تعجل الراحة و تبو أخفض الدعة
سالم ماند از مصيبتها از جانب ايشان يعنى از اين كه از جانب ايشان مصيبتى باو رسد، يا از مصيبتها كه از ايشان باو رسد اگر چنين سلوك نكند و نزاع و دشمنى كند با ايشان.
٨٨٦٣ من انتقم من الجانى أبطل فضله فى الدنيا وفاته ثواب الآخرة.
هر كه انتقام كشد از گنهكار و عفو نكند باطل كند فضل و افزونى مرتبه خود را در دنيا و فوت شود او را ثواب آخرت.
٨٨٦٤ من اتخذ طاعة الله بضاعة أتته الأرباح من غير تجارة.
هر كه فرا گيرد فرمانبردارى خدا را سرمايه خود بيايد او را سودها بىتجارتى.
٨٨٦٥ من أنكر عيوب الناس و رضيها لنفسه فذلك الأحمق.
هر كه بد شمارد عيبهاى مردم را و راضى باشد به آنها از براى نفس خود پس او احمق است.
٨٨٦٦ من أزرى على غيره بما يأتيه فذلك الأخرق.
هر كه عيب كند بر غير خود به آن چه خود ميكند آنرا پس او اخرقست يعنى كم عقل و احمق، و اين نيز مضمون فقره سابقست و تأكيدست.
٨٨٦٧ من اقتصر على الكفاف تعجل الراحة و تبو أخفض الدعة.
هر كه اقتصار كند بر كفاف تعجيل كند آسايش را و فرود آيد خفض دعت را مراد به «اقتصار كردن بر كفاف» اكتفا كردن بقدريست از روزى كه بس باشد و طلب زياد بر آن نكردن، و «خفض» و «دعت» هر دو بمعنى آسانى و رفاهيت عيش و زندگانى است و غرض تأكيد است يا مراد اينست كه فرود آيد و جا گيرد در آسانترين و رفاهيت دارترين عيشهاى آسان و با رفاهيت.