شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٠ - ٨٨٤٨ من صبر على بلاء الله سبحانه فحق الله أدى و عقابه اتقى و ثوابه رجى
هر كه ياد كند مرگ را راضى گردد از دنيا باندكى.
٨٨٤٤ من اكتفى باليسير استغنى عن الكثير.
هر كه راضى شود باندك بىنياز مىشود از بسيار، يعنى اكتفا باندك مىتوان كرد و با آن حاجت ببسيار نيست و تعب و زحمت از براى آن نبايد كشيد.
٨٨٤٥ من آثر على نفسه استحق اسم الفضيلة.
هر كه ايثار كند بر نفس خود سزاوار باشد اسم فضيلت را، مراد به «ايثار بر نفس خود» بر گزيدن ديگريست بر خود بدادن چيزى باو با وجود حاجت خود بآن، و «فضيلت» بمعنى افزونى مرتبه است و «سزاوار باشد اسم او را» يعنى سزاوار باشد كه آنرا نسبت باو دهند و او را صاحب آن گويند.
٨٨٤٦ من بخل بمالا يملكه فقد بالغ فى الرذيلة[١].
هر كه بخل كند به آن چه مالك آن نباشد پس او بنهايت رسيده در رذيلت، «بخيلى كردن كسى به آن چه مالك آن نباشد» مثل حسد بردن كسيست بر كسى كه حق تعالى يا ديگرى چيزى باو دهد و اندوهناك شدن بسبب آن، و «رذيلت» مقابل فضيلت است يعنى دنائت و پستى مرتبه.
٨٨٤٧ من اتقى الله سبحانه جعل له من كل هم فرجا و من كل ضيق مخرجا.
هر كه بترسد از خداى سبحانه بگرداند از براى او از هر اندوهى گشايشى و از هر تنگيى بدر شدى.
٨٨٤٨ من صبر على بلاء الله سبحانه فحق الله أدى و عقابه اتقى و ثوابه رجى.
هر كه صبر كند بر بلاى خداى- سبحانه- پس حق خدا را ادا كرده، و از عقاب او ترسيده، و ثواب او را اميد داشته.
[١] - در هر دو نسخه چاپى:« بالرذيلة»( چاپ صيدا ص ٢١٣، س ١٩، و چاپ هند ص ٣٢٩، س ١٣) پس باء بمعنى« فى» است.