شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٥ - ٧٦٩٩ من نصر الحق افلح
هر كه انصاف كند انصاف كرده شود، يعنى هر كه با مردم انصاف و عدل كند مردم نيز با او انصاف و عدل كنند.
٧٦٩٣ من احسن المسألة أسعف.
هر كه نيكو كند سؤال را برآورده شود حاجت او، مراد نيكو كردن سؤال از درگاه حق تعالى است برعايت شرايط و آداب آن از اخلاص و فروتنى و غير آن.
٧٦٩٤ من عمل بالحق ربح.
هر كه عمل كند بحق سود كند، مراد اينست كه در عمل بحق هر چند بحسب ظاهر زيان و خسرانى باشد آن زيان و خسران نيست آن سودست و در آخرت تلافى آن بشود بلكه در دنيا نيز.
٧٦٩٥ من عقل سمح.
هر كه عاقل باشد سماحت وجود كند.
٧٦٩٦ من نصر الباطل خسر.
هر كه يارى كند باطل را زيان و خسران برد.
٧٦٩٧ من تجبر كسر.
هر كه تكبر كند شكسته شود، يعنى عاقبت خفيف و خوار گردد.
٧٦٩٨ من استدرك اصلح.
هر كه بازيافت كند اصلاح كند، يعنى بازيافت كند گناهان و تقصيراتى را كه كرده باشد بانابت و توبه و قضاى آنچه قضاى آن بايد و «اصلاح كند»، يعنى اصلاح كند حال خود را و بصلاح آورد و دفع فساد آن كند.
٧٦٩٩ من نصر الحق افلح.