شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٣ - ٧٧٤٤ من خالف المشورة ارتبك
هر كه راضى شد بحكم و تقدير خدا راحت يافت، اين نيز نزديك مضمون فقره سابقست و ظاهر اينست كه هر يك را در مقامى فرمودهاند.
٧٧٣٩ من عمل بالحق نجا.
هر كه عمل كرد بحق رستگار گرديد.
٧٧٤٠ من منع العطاء منع الثناء.
هر كه منع كند عطا را منع كند ثنا را، يعنى منع كند مردم را از ستايش و مدح او، و ممكن است كه «منع» دويم بصيغه مجهول خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: هر كه منع كند عطا را منع كرده شود ثنا را، يعنى مردم ستايش او نكنند.
٧٧٤١ من عامل بالرفق غنم.
هر كه معامله كند با مردم بنرمى و هموارى غنيمت برد، يعنى غنيمت دنيا و آخرت، و «غنيمت» نفع عظيم را گويند.
٧٧٤٢ من عامل بالعنف ندم.
هر كه معامله كند با مردم بدرشتى و سختى پشيمان گردد، يعنى در دنيا و آخرت.
٧٧٤٣ من خالف النصح هلك.
هر كه مخالفت كند نصيحت را هلاك گردد، و مراد به «نصيحت» پنديست كه كسى كه خالص و بيغش باشد بدهد.
٧٧٤٤ من خالف المشورة ارتبك.
هر كه مخالفت كند مشورت را فرو رود، يعنى مشورتى را كه عاقل دانا از براى او كند و او را بآن راه نمايد، و «فرو رود» يعنى در هلاكت و زيان و خسران افتد مانند كسى كه بگل فرو رود.