شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٤ - ٨١٨٣ من لم يتحلم لم يحلم
كه بازاء آن اجر و ثواب اخروى باشد و از براى خود عذاب و عقاب اخروى خالص باشد اگر ضرر دنيوى هم با آن نباشد و ظاهرست كه در حقيقت اين ستم است نه آن.
٨١٧٩ من خالف هواه أطاع العلم.
هر كه مخالفت كند خواهش خود را پيروى كرده علم و دانائى را.
٨١٨٠ من عصى غضبه أطاع الحلم.
هر كه نافرمانى كند خشم خود را فرمان برده حلم و بردبارى را.
٨١٨١ من رضى بقسمه لم يسخطه[١] أحد.
هر كه راضى باشد بنصيب خود ناخوش نمىدارد او را كسى، بلكه محبوب همه كس باشد، و ممكن است كه «يسخطه» بضم ياء و كسر خاء خوانده شود از باب افعال، و ترجمه اين باشد كه: غضبناك نمىگرداند او را كسى، يا باعتبار اين كه كسى با او بدى نكند كه غضبناك گرداند او را، و يا باعتبار اين كه هر كسى بدى كند با او صبر كند و مزد آن را از خدا خواهد.
٨١٨٢ من رضى بحاله لم يعتوره الحسد.
هر كه راضى باشد بحال خود بنوبت فرا نمىگيرد او را رشك، يعنى پياپى بر شك و حسد مردم گرفتار نخواهد شد، زيرا كه رشك و حسد كسى بر كسى از براى اينست كه چرا او چنان باشد و من نباشم، هرگاه بحال خود راضى و خشنود باشد ديگر رشك بر كسى نبرد.
٨١٨٣ من لم يتحلم لم يحلم.
هر كه ندارد خود را بر بردبارى بردبار نشود، مراد اينست كه كسى حليم و بردبار نشود مگر باين كه در ابتدا چندى خود را بزور بر آن دارد و خشم و غضبى
[١] - در أقرب الموارد گفته:« سخطه و عليه( كعلم) سخطا غضب و لم يرض».