شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٥ - ٨٤٤٥ من أطال أمله أفسد عمله
هر كه حريص باشد بر دنيا هلاك گردد.
٨٤٤٣ من راقب أجله اغتنم مهله.
هر كه نگهبانى كند اجل خود را غنيمت شمارد مهلت خود را، «اجل» چنانكه مكرر مذكور شد مدت عمر را گويند و مرگ را نيز گويند و بنا بر اول ممكن است مراد اين باشد كه هر كه نگهبانى كند مدت عمر خود را و حفظ كند آن را و نگذارد كه ضايع و باطل شود غنيمت شمارد مهلت و فرصت هر كار را، و همين كه فرصتى و مهلتى از براى كارى يابد آن كار را در آن بكند و مهلت را بعبث نگذراند و بنا بر دوم معنى اين باشد كه هر كه نگهبانى كند مرگ خود را يعنى منتظر آن باشد و در فكر آن باشد و از آن غافل نشود و كاهلى نكند مهلت و فرصت را غنيمت شمارد، و مهلت هر كار كه بيابد آن را بكند از ترس اين كه مبادا مرگ ديگر فرصت و مهلت ندهد بخلاف كسى كه از آن غافل باشد كه كاهلى كند و مهلت را بگذراند و بوقت ديگر اندازد.
٨٤٤٤ من قصر أمله حسن عمله.
هر كه كوتاه باشد اميد او نيكو باشد عمل او، يا باعتبار اين كه هرگاه اميدهاى دور و دراز دنيوى نداشته باشد مشغول آنها نشود و بعمل از براى آخرت بپردازد و نيكو كند آن را، و يا باعتبار اين كه كسى كه اميد او كوتاه باشد اميد عمر دراز نداشته باشد و هر عملى را كه كند سعى كند در نيكوئى آن از ترس اين كه مبادا عمل آخر او باشد و ديگر آن ميسر نشود او را، بخلاف كسى كه اميد عمر درازى داشته باشد كه بسيار مىشود كه اهتمام نمىكند در نيكوئى أعمال باميد اين كه بعد از آن خواهد كرد.
٨٤٤٥ من أطال أمله أفسد عمله.