شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٤ - ٧٤٦١ ليس العيان كالخبر
گرامى بلند مرتبه است و به «پوشيدن پيراهن عار» اين كه بسبب خصلت نكوهيده يا فعل قبيحى و عارى لازم و جدا نشود از آن مانند جامه.
٧٤٥٨ ليس لهذا الجلد الرقيق صبر على النار.
نيست از براى اين پوست تنك[١] صبرى بر آتش، غرض آگاه نمودن مردم است بر آن تا شايد كه بترسند و باز ايستند از معاصى كه سبب دخول در آن مىشود.
٧٤٥٩ ليس للاجسام نجاة من الاسقام.
نيست از براى جسمها رستگاريى از بيماريها، غرض تسلى مردم است در بيماريها، و اين كه نمىشود كه عارض أبدان نشود پس آنها را بر خود بايد قرار داد.
٧٤٦٠ ليس الكذب من خلائق الاسلام.
نيست دروغگوئى از خصلتهاى مسلمانى، يعنى آن از خصلتهاى مسلمان كامل نباشد، يا اين كه مسلمان نبايد كه آن را خصلت خود كند.
٧٤٦١ ليس العيان[٢] كالخبر.
نيست مشاهده بچشم مانند خبر، يعنى حال واقعه را كه كسى بچشم خود مشاهده كند قياس نمىتوان كرد بر آن كه خبر و نقل آنرا بشنود، پس بسيار باشد كه در جنگى يا مثل آن هر گاه خبر از آن دهند صاحبان آن مقصر نمايند و در واقع چنان نباشد و كسى كه آن را مشاهده كرده باشد باعتبار كردن كارى چند كه مناسب ننمايد يا نكردن تدبيرى چند كه مناسب نمايد تدبيرى ديگر از براى او ميسر نباشد و تقصيرى نكرده باشد[٣].
[١] -« تنك» بضم تاء و نون و بكاف عربى در آخر بمعنى باريك و رقيق است.
[٢] - شارح( ره) كلمه« عيان» را هم بفتح عين و هم بكسر آن ضبط كرده است ليكن معروف و مألوف آنست كه آن بكسر عين است و در نظر ندارم كه تاكنون آنرا بفتح عين در جائى ديده باشم فراجع كتب اللغة.
[٣] - كذا بخطه( ره) صريحا و محصل عبارت درست مفهوم نيست.