شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٢ - ٨١٢٤ من علم أنه مؤاخذ بقوله فليقصر فى المقال
و ايذاء غير خود هر كه باشد هر چند ضعيف و پست مرتبه باشد زيرا كه از تغيرات روزگار بعيد نيست كه بلند مرتبه گردد و در مقام تلافى و انتقام در آيد و قطع نظر از اين نيز كسى كه از تغيرات روزگار عبرت گيرد ميداند كه دولت ستم كننده و آزار رساننده زود تغير يابد و بنكبت گرفتار گردد پس از آن راه نيز حذر كند.
٨١٢١ من عرف قدره لم يضع بين الناس.
هر كه بشناسد قدر خود را ضايع كرده نشود ميانه مردم، زيرا كه هر كه قدر و رتبه خود را بشناسد پا از آن بيرون نگذارد و در خور آن با مردم سلوك كند، و هر كه چنين باشد كسى از او آزرده نشود و در مقام تضييع او در نيايد بلكه همه كس رعايت او كنند.
٨١٢٢ من أنس بالله استوحش من الناس.
هر كه انس بگيرد بخدا وحشت كند از مردم.
٨١٢٣ من عدته القناعة لم يغنه المال.
هر كه تجاوز كند از او قناعت توانگر نگرداند او را مال، مراد به «تجاوز كردن قناعت از او» اينست كه قناعت در او در نيايد و بگذرد از او و در ديگران قرار گيرد، و اين هم مضمون «من عدم القناعة لم يغنه المال» است كه چند فقره قبل از اين مذكور و شرح شد.
٨١٢٤ من علم أنه مؤاخذ بقوله فليقصر فى المقال.
هر كه بداند كه مؤاخذه كرده شود بسخن خود پس بايد كه كوتاه كند سخن گفتن را مراد اينست كه آدمى چنانكه مؤاخذه كرده مىشود در كردار مؤاخذه كرده مىشود در گفتار نيز، و هرگاه اين را داند بايد كه كوتاه كند سخن گفتن را و كم گويد، زيرا كه كمست كه سخن بسيار متضمن أمرى نباشد كه سبب مؤاخذه او