شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٨ - ٨٩٢٤ من صبر فنفسه وقر، و بالثواب ظفر، و لله سبحانه أطاع
دوستى او، غرض ترغيب در اينست كه كسى كه خواهد كه شخصى را ببرادرى فرا گيرد آن بعد از آزمايش نيكو باشد تا اين كه محبت او دايم ماند، و دوستى ميانه ايشان محكم باشد، و اگر چنين نكند بسيار باشد كه بعد از طرح برادرى و دوستى چيزى چند از او ظاهر شود كه او را ناخوش باشد و باعث بر هم خوردن برادرى شود و سبب تشنيع و ملامت مردم گردد.
٨٩٢٢ من لم يقدم فى اتخاذ الإخوان الاعتبار دفعه الاغترار الى صحبة الفجار.
هر كه پيش نيندازد در فرا گرفتن برادران اعتبار و سنجيدن را بيندازد او را فريب خوردن بسوى صحبت فجار، اين نيز ترغيب در اينست كه فرا گرفتن برادران بعد از اعتبار و سنجيدن ايشان و ظاهر شدن خوبى و نيكوكارى ايشان باشد كه اگر چنين نكند بسيار شود كه فريب خورد و با ايشان برادر شود و ايشان فاسق و فاجر باشند و با ايشان بايد كه مصاحبت كرد تا اين كه مورد تشنيع مردم و نسبت بيوفائى و بو الهوسى نگردد، يا اين كه بسبب برادرى پيوند يا شركت يا رفاقت سفرى ميانه ايشان شده باشد كه ترك آن نتواند كرد.
٨٩٢٣ من اتخذ أخا من غير اختبار ألجأه الاضطرار الى مرافقة الأشرار.
هر كه فرا گيرد برادرى بىآزمايش مضطر سازد او را بيچارگى بسوى رفيق شدن با بدان، اين نيز مضمون فقره سابقست، و مراد اينست كه: هر كه بىآزمايشى برادرى فرا گيرد بسيار شود كه او بد ظاهر شود و او مضطر شود برفيق شدن با او بسبب آنكه چاره ديگر نداشته باشد بغير آن، چنانكه در شرح فقره سابق مذكور شد.
٨٩٢٤ من صبر فنفسه وقر، و بالثواب ظفر، و لله سبحانه أطاع.
هر كه صبر كند پس نفس خود را باوقار كند، و بثواب فيروزى يابد، و مر خداى