شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٣ - ٩٠٥٧ من افتخر بالتبذير احتقر بالافلاس
آنرا سالم نماند، غرض شكوه روزگار و اهل آنست و اين كه نه دشمنى با آن توان كرد و نه دوستى با آن[١].
٩٠٥٥ من ألح عليه الفقر فليكثر من قول: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
هر كه مبالغه كند بر او درويشى پس بايد بسيار كند گفتن «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» را يعنى بسيار گفتن آن منشأ رفع فقر و درويشى او مىشود و ترجمه آن اينست: نيست حولى و نه قوتى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ، و «حول» بمعنى از حالى بحالى گشتن است و بمعنى قوه نيز آمده، و بنا بر اين «و نه قوتى» تأكيد خواهد بود و أحاديث در فضيلت اين كلام شريف و أجر و ثواب آن در تعقيب نمازها و غير آن بسيارست.
٩٠٥٦ من باع الطمع باليأس لم يستطل عليه الناس.
هر كه بفروشد طمع از مردم را بنوميدى از ايشان سربلندى نكنند بر او مردم.
٩٠٥٧ من افتخر بالتبذير احتقر[٢] بالافلاس.
هر كه فخر كند باسراف كوچك گردد بافلاس، غرض منع از اسراف كردنست و آنرا فخر خود دانستن و اين كه آن عاقبت آدمى را حقير و كوچك گرداند در نظرها بسبب افلاس و بىچيزى.
[١] - شبيه باين گفتار شريف است نظير قول سعديست:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - شارح( ره) اين كلمه را بصيغه معلوم ضبط كرده و بعبارت« كوچك گردد» معنى نموده است در صورتى كه مطابق نص لغويان بايد بصيغه مجهول خواند و« كوچك گرديده مىشود» معنى كرد زيرا كه« احتقر» فعل متعديست نه لازم، و باب افتعال در اينجا براى مطاوعه نيست.