شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٨ - ٧٤٣٥ لن يقدر احد ان يحصن النعم بمثل شكرها
مباركه اينست كه هيچ كس را چاره از مرگ نيست، نه توانگرى باعث رستگارى از آن مىشود و نه بىچيزى سبب سلامتى از آن مىگردد.
٧٤٣٣ لن يذهب من مالك ما وعظك و حاز لك الشكر.
نمىرود از مال تو آنچه پند داده باشد ترا، و جمع كرده باشد از براى تو شكر را، يعنى هر مالى كه رفته باشد از تو با اين كه آن مال پند داده باشد ترا كه آنرا بكسى بدهى كه شكر تو كند آن در حقيقت نرفته است از تو، زيرا كه عوض آن را بأضعاف مضاعفه خواهى يافت، و ممكن است كه مراد شامل هر مالى باشد كه پند داده باشد او را كه در مصرف خيرى صرف كند زيرا كه حق تعالى شكر آنرا كند، يا مراد اين باشد كه جمع كند از براى تو اين كه شكر كنى كه آنرا در چنان مصرف خيرى صرف كردى، يا اين كه همان صرف آن در آن شكر آن باشد چنانكه فقره بعد از اين مىآيد كه «بهترين شكر نعمتها انعام به آنهاست»، و ممكن است كه مراد اين باشد كه هر مالى از تو كه تلف شده باشد اما تلف آن پند داده باشد ترا و فايده حاصل كرده از براى تو كه آن پند و شكر باشد و هر مالى كه از براى فايده برود در حقيقت آن نرفته[١] پس بايد كه اندوهگين نگردى بآن و سهل شمارى آنرا و باعث اين شود كه شكر كنى كه آن بلا بآن خورده و بدين تو يا جان تو و يا مالى عظيمتر از آن نخورده.
٧٤٣٤ لن يضيع من سعيك ما اصلحك و اكسبك الاجر.
ضايع نمىشود از سعى تو آنچه بصلاح آورده باشد ترا، و كسب فرموده باشد ترا أجر و ثواب.
٧٤٣٥ لن يقدر احد ان يحصن النعم بمثل شكرها.
نمىگردد توانا هيچكس بر اين كه نگهدارى كند نعمتها را بمثل شكر آنها، يعنى
.
[١] - مطابق اين معنى است آنچه گفتهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|