شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٣ - ٨٧١٢ من كذب سوء الظن بأخيه كان ذا عقد صحيح و قلب مستريح
قائل شود و غرض در آن وقت بتصحيح آن مقدمات متعلق نباشد، يا اين كه غرض از آن جدل اين باشد كه چون خصم ببيند كه آن مدعى بنا بر مقدماتى كه خود قبول دارد حق باشد يا مشهورست سست گردد اعتقاد او در انكار آن و نزديك گردد بقبول آن تا بعد از آن اثبات حقيت آن ببرهان بشود، و ممكن است كه مراد به «مراء» در اينجا نزاع و جدال با مردم باشد در مسائل از براى اظهار افزونى مرتبه خود و غلبه خود بر ايشان هر چند بمقدمات حقه باشد، و «وجه بىرغبت بودن صاحب يقين درست در آن» اينست كه اظهار افزونى و تفوق خود بر ديگران شرعا و عقلا مذموم است، و ممكن است كه مراد مطلق نزاع و جدال با مردم باشد هر چند از براى گرفتن حق خود باشد از ايشان، و بىرغبت بودن صاحب يقين درست در آن، باعتبار اينست كه گذشتن از حق بر او باعتبار يقين او بتلافى حق تعالى سهل است، پس مرتكب قبح و زشتى منازعه و مجادله و تعب و زحمت آن نمىشود.
٨٧١٠ من صبر على طول الأذى أبان عن صدق التقى.
هر كه صبر كند بر درازى ايذاى مردم او را، ظاهر كند راستى پرهيزگارى خود را.
٨٧١١ من اكتفى بالتلويح استغنى عن التصريح.
هر كه اكتفا كند باشاره مستغنى است از تصريح، غرض اينست كه در منع و زجر چنين كسى از چيزى اشاره كافيست و تصريح بآن نبايد كرد كه ايذاء زياديست بىحاجت بآن، و همچنين در نظاير آن.
٨٧١٢ من كذب سوء الظن بأخيه كان ذا عقد صحيح و قلب مستريح.
هر كه تكذيب كند بدگمانى را ببرادر خود بوده باشد صاحب پيمان درست و دل راحت يابنده، مراد به «تكذيب آن» عمل نكردن به آنست و خواهد بود صاحب پيمان درست باعتبار اين كه در عهد و پيمان برادرى درست اينست، و «دل راحت يابنده» باعتبار اين كه هرگاه تكذيب كند آن بدگمانى را فارغ باشد از فكر و انديشه تدارك