شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٤ - ٨٩٤٦ من تعرى عن لباس التقوى لم يستتر بشىء من ألباب الدنيا
٨٩٤٣ من أصلح الأضداد بلغ المراد.
هر كه اصلاح كند اضداد را برسد بمراد، مراد به «أضداد» دشمنانست و به «اصلاح ايشان» اين كه ايشان را از دشمنى بر گرداند باحسان و مهربانى و غير آن، يا صفات متضاده كه در آدميست از اسراف و بخل و تهور و جبن و غير آنها، و به «اصلاح آنها» سلب آنها از خود و ميانه روى ميانه آنها كه آن را عدالت مىگويند.
٨٩٤٤ من كان له من نفسه زاجر كان عليه من الله حافظ.
هر كه بوده باشد از براى او از نفس او منع كننده، بوده باشد بر او از جانب خدا نگاهدارنده، يعنى هر كه او را از جانب نفس خود منع كننده باشد از معاصى از خوف و ترس از حق تعالى و ميل و رغبت بپرهيزگارى و تقوى و امثال اينها، بوده باشد نگاهدارنده از جانب خدا بر او كه مدد او كند و نگاهدارد او را از آنها، و نگذارد كه گرفتار آنها گردد كه آن توفيق حق تعالى باشد يا ملكى كه موكل كند بر اين.
٨٩٤٥ من عدم الفهم عن الله سبحانه لم ينتفع بموعظة واعظ.
هر كه نيابد فهم را از جانب خداى سبحانه سود نيابد بموعظه واعظى، مراد اينست كه مواعظ و نصايح از براى كسى سود دارد كه لطف حق تعالى با او باشد كه بمدد آن غور كند آنها را و بفهمد و اگر نعوذ بالله با كسى آن لطف و فهم نباشد بسبب شقاوت و بدبختى و كثرت عصيان او بمرتبه كه حق تعالى او را بخود واگذارد و سلب لطف خود كند از او پس او سود نيابد از موعظه هيچ واعظى بلكه هر چه شنود از آنها متوجه آن نشود و نفهمد بلكه در دل او داخل نشود كه گويا مهر شده دل او يا قفل زده شده بر آن.
٨٩٤٦ من تعرى عن لباس التقوى لم يستتر بشىء من ألباب الدنيا.