شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٧ - ٨١٠٣ من تجبر على من دونه كسر
و جهد كند و مساهله نكند كه بىآن غلبه كم ميسر مىشود مخصوصا اين كه هرگاه دشمن آگاه شود بر كار او او نيز درصدد دفع او در مىآيد، و گاه باشد كه او مساهله نكند بلكه مساهله اين را بر ضعف حمل ميكند و سبب زيادتى جرأت او مىشود.
٨١٠٠ من وجد موردا عذبا يرتوى منه فلم يغتنمه يوشك ان يظمأ و يطلبه فلا يجده.
هر كه بيابد جايگاه آب گوارائى كه سيراب گردد از آن پس غنيمت نشمارد آن را نزديك باشد كه تشنه شود و طلب آن كند پس نيابد آن را، غرض اينست كه چنين نعمتها را غنيمت بايد دانست و شكر آن كرد و اگر نه بجزاى آن بزودى محتاج گردد بآن و نيابد آن را، و ممكن است كه اشاره باشد از آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه باصحاب خود با اين كه شما حالا كه مرا يافتهايد كه سيراب مىتوانيد شد از حقايق و معارف پس غنيمت شماريد اين را و هر مجهولى كه داريد سؤال كنيد و هر كه چنين نكند زود باشد كه تشنه شود و طلب كند مرا يا مثل مرا و نيابد.
٨١٠١ من جعل ديدنه الهزل لم يعرف جده.
هر كه بگرداند عادت خود را بازى، شناخته نشود جد او، مراد منع از اينست كه كسى دأب و عادت خود را بازى كند در كردارها يا گفتارها و اين كه هر كه چنين كند كارى را يا سخنى را كه بجد هم باشد نتوان شناخت و بر بازى محمول شود و ضرر اين ظاهرست و حكايات در اين باب مشهورست.
٨١٠٢ من غالب من فوقه قهر.
هر كه خواهد غلبه كند بر بالاتر از خود مغلوب گردد.
٨١٠٣ من تجبر على من دونه كسر.
هر كه تكبر كند بر پستتر از خود شكسته شود.