شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٤ - ٩١٩٥ من ورد مناهل الوفاء روى من مشارب الصفاء
٩١٩٣ من ادعى من العلم غايته فقد أظهر من جهله نهايته.
هر كه دعوى كند از علم نهايت آن را پس بتحقيق كه آشكار كند از نادانى خود غايت آن را، زيرا كه نهايت علم را بغير حق تعالى كسى نداند حتى انبيا و اوصيا صلوات الله و سلامه عليهم، نهايت ايشان را بهره كاملى از آن باشد و غير ايشان هر كه باشد بخشيده نشده مگر قليلى از آن مانند قطره از دريا بلكه مقدارى متناهى از غير متناهى، پس هر كه دعوى نهايت آن. كند نهايت نادانى و جهل خود را ظاهر كند.
٩١٩٤ من ظن بنفسه خيرا فقد أوسعها ضيرا.
هر كه گمان كند بنفس خود خيرى را پس بتحقيق كه وسعت داده آن را ضررى، يعنى آن را ضررى وسيع رسانيده، زيرا كه اين گمان او عجب و خودبينى است كه ضرر آن عظيم است چنانكه مكرر مذكور شد.
٩١٩٥ من ورد مناهل الوفاء روى من مشارب الصفاء.
هر كه وارد شود مناهل وفا را سيراب گردد از مشارب صفا، «مناهل» جايگاههاى آب را گويند كه مردم به آنجا وارد شوند از براى برداشتن آب، و اثبات «مناهل» از براى «وفا» باعتبار تشبيه آنست بآب در بودن سبب حيات، چه آب سبب حيات صورى مىگردد، و وفا سبب حيات معنوى، و «مشارب» جمع «مشربه» است بكسر ميم يعنى ظرفى كه از آن آب آشامند[١] و مراد به «صفا» يا صافى اعمال و اخلاق است و يا صافى اجر و ثواب، و بر هر تقدير اثبات مشارب از براى آنها باعتبار تشبيه آنهاست نيز بآب، باعتبار همان وجه مذكور، و حاصل كلام اينست كه:
هر كه وارد شود بمناهل وفادارى سيراب گردد از مشربهاى صافى اخلاق و افعال،
[١] - ممكن است كه« مشارب» را جمع« مشرب» نيز گرفت كه اسم مكان و مرادف« منهل» باشد.