شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٨ - ٧٩١٦ من كابد الامور هلك
هر كه ضايع كند رأى را در گل فرو رود، مراد ترغيب در سعى در درست كردن رأى و تدبيرست در كارها، و اين كه هر كه چنين نكند و رأى او ضايع باشد نمىشود كه در زيان و خسران نيفتد و فرو نرود.
٧٩١٠ من خالف الحزم هلك.
هر كه مخالفت دورانديشى كند هلاك شود، مراد ترغيب در حزم و دورانديشى است در كارها و تأمل در عاقبت آنها، و اين كه كسى كه ترك آن كند زود هلاك شود و در زيان و خسران افتد.
٧٩١١ من أعمل الرأى غنم.
هر كه كار فرمايد رأى و تدبير را در كارها غنيمت برد.
٧٩١٢ من نظر فى العواقب سلم.
هر كه نظر كند در عاقبتها سالم ماند.
٧٩١٣ من أخذ بالحزم استظهر.
هر كه فرا گيرد دورانديشى را قوى پشت گردد، اين فقرات همه بيك مضمونند و هر يك را در مقامى فرمودهاند.
٧٩١٤ من أضاع الحزم تهور.
هر كه ضايع كند حزم را تهور كند، «تهور» افتادن در مهالك است بىپروا، و مراد اينست كه تهور از دورانديشى نكردن ناشى مىشود.
٧٩١٥ من عمل بالسداد ملك.
هر كه عمل كند بطريق درست مالك شود، يعنى سعادت و فيروزى را.
٧٩١٦ من كابد الامور هلك.