شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٥ - ٨٨٢٤ من حسن رضاه بالقضاء حسن صبره على البلاء
٨٨١٨ من يكن الله نصيره يغلب خصمه و يكن له حزبا.
هر كه بوده باشد خدا يارى كننده او غلبه كند بر دشمن خود، و بوده باشد از براى او گروهى يعنى بجاى گروه أعوان و أنصار او.
٨٨١٩ من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء.
هر كه پيش ببيند وجوه رأيها را بداند موقعهاى خطا را، يعنى هر كه پيش از كارها تأمل و تدبر كند و وجه هر رائى را ببيند و ملاحظه نمايد بشناسد مواقع خطا را و خطا كم كند بخلاف كسى كه بىتأمل كارها را كند كه خطا از او بسيار واقع شود.
٨٨٢٠ من يكن الله أمله يدرك غاية الأمل و الرجاء.
هر كه بوده باشد خدا اميد او دريابد نهايت اميد و آرزوى خود را.
٨٨٢١ من استقصر بقاءه و أجله قصر رجاؤه و أمله.
هر كه كم شمارد بقاى خود و مدت عمر خود را كوتاه باشد اميد او و امل او، و ممكن است كه «قصر» بتشديد خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: كوتاه كند اميد خود و امل خود را.
٨٨٢٢ من جرى فى عنان أمله عثر بأجله.
هر كه روان شود در جلو اميد خود برو در افتد باجل خود، يعنى هميشه در جلو آن برود و قرار و آرام نگيرد تا وقتى كه بمرگ برو در افتد.
٨٨٢٣ من تلذذ بمعاصى الله أورثه الله ذلا.
هر كه لذت جويد بمعصيتهاى خدا ميراث دهد او را خدا خواريى يعنى حق تعالى او را بجزاى آن خوار و ذليل گرداند.
٨٨٢٤ من حسن رضاه بالقضاء حسن صبره على البلاء.