شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٠ - ٨٤١٤ من أطاع غضبه تعجل تلفه
٨٤٠٩ من قل طعامه قلت آلامه.
هر كه كم باشد خورش او كم باشد دردهاى او، مراد اينست كه اكثر دردها و بيماريها از خورش زياد ناشى شود.
٨٤١٠ من كثر عدله حمدت أيامه.
هر كه بسيار باشد عدل او ستوده شود ايام او، يعنى هر پادشاه و حاكم كه عدل او بسيار باشد مردم زمان او را مدح و ستايش ميكنند.
٨٤١١ من قل كلامه بطل عيبه.
هر كه كم باشد كلام او باطل شود عيب او، يعنى ظاهر نشود عيب او، و مراد عيبهائيست كه از سخن گفتن ظاهر مىشود، يا اين كه كم سخن گفتن كمالست كه همه عيبها را يا اكثر آنها را باطل كند و تلافى آنها كند.
٨٤١٢ من كثر احتراسه سلم غيبه.
هر كه بسيار باشد نگهبانى او سالم باشد غيب او، يعنى نگهبانى او خود را و نگاهداشتن از بديها و منكرات، و «غيب او» يعنى آخرت او، چه عالم غيب يعنى نهان آخرتست چنانكه عالم شهادت يعنى حضور دنياست.
٨٤١٣ من أمر عليه لسانه قضا بحتفه.
هر كه امير سازد بر خود زبان خود را حكم كند بر او بمرگ او، يعنى هر كه زبان خود را در فرمان خود نتواند داشت بلكه او در فرمان زبان باشد زبان او او را بكشتن مىدهد پس حكم ميكند بر او بكشتن.
٨٤١٤ من أطاع غضبه تعجل تلفه.
هر كه پيروى كند خشم خود را شتاب كند تلف او، يعنى زود هلاك شود