شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٨ - ٨٥٠٣ من تفكر فى ذات الله تزندق
ظهور حماقت و بىعقلى او، و ممكن است كه مراد اين باشد كه هر كه طلب عزت كند بغير حقى يعنى از راه باطلى مثل اعانت حاكم ظالم يا موافقت با حاكم فاسق در فسقى از براى مصاحبت با او و مانند اينها، او عزيز نشود بلكه اگر چند روزى بحسب ظاهر عزتى يابد عاقبت خوار و خفيف گردد.
٨٥٠١ من يطلب الهداية من غير أهلها يضل[١].
هر كه طلب ميكند راهنمايى را از غير اهل آن گمراه مىشود، مراد اينست كه امام و راهنمايى كه كسى فرا گيرد بلكه استاد و معلم نيز بايد كه از اهل آن باشد و اگر نه گمراه مىشود.
٨٥٠٢ من تفكر فى آلاء الله وفق.
هر كه تفكر كند در نعمتهاى خدا توفيق داده شود، يعنى حق تعالى او را توفيق راه حق و اطاعت و فرمانبردارى دهد.
٨٥٠٣ من تفكر فى ذات الله تزندق.
هر كه تفكر كند در ذات خدا زنديق گردد، «زنديق» كسى را گويند كه انكار وجود حق تعالى كند كه در مشهور او را «ملحد» مىگويند و بعضى گفتهاند كه:
اصل آن «زندى» بوده كه عربان تغيير دادهاند چنانكه متعارف ايشانست و زنديق كردهاند و «زندى» يعنى منسوب به «زند» كه آن كتابى بوده ميانه مجوس منسوب به «زرادشت» و بعضى گفتهاند كه اصل آن «زن دين» بوده يعنى ضعيف دين مانند زن كه دين او ضعيف ميباشد و اينست فقره كه قبل از اين مذكور شد كه دلالت بر اين ميكند كه تفكر در كنه ذات حق تعالى سبب الحاد بمعنى مشهور مىشود و نسبت اين فقره بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه هر چند معلوم نيست اما در اصل منع از آن شرعا و لغو و عبث بودن آن عقلا شبهه نيست.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« ضل الرجل( كضرب و علم) ضد اهتدى اى جار عن دين او حق او طريق( تا آخر گفتار او)».