شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٠ - ٨٦٥٦ من طابق سره علانيته و وافق فعله مقالته فهو الذى أدى الأمانة و تحققت عدالته
٨٦٥٢ من شاور الرجال شاركها فى عقولها.
هر كه مشورت كند با مردان شريك گردد با ايشان در عقلهاى ايشان، غرض ترغيب در مشورت كردن با مردان عاقلست و اين كه هر كه با ايشان مشورت كند شريك گردد با ايشان در عقلهاى ايشان، زيرا كه هر يك رأى و تدبير خود را باو گويد پس عقل او در آن باب دريابد آنچه عقل هر يك دريابد، پس با عقل هر يك شريك شود.
٨٦٥٣ من عامل الناس بالاساءة كافؤوه[١] بها.
هر كه معامله كند با مردم ببدى جزا دهند او را بآن يعنى ايشان نيز بجزاى آن با او بدى كنند پس اگر كسى خواهد كه ايمن باشد از اين، بدى نكند با مردم.
٨٦٥٤ من اتخذ الطمع شعارا جرعته الخيبة مرارا.
هر كه فرا گيرد طمع را پيراهن تن خود جرعه دهد او را نوميدى تلخى، يعنى هر كه طمع از مردم را لازم خود سازد مانند پيراهن تن خود نوميد گردد از ايشان و دركشد جرعه تلخى آن را پس گويا آن نوميدى بدهد باو جرعه تلخى را[٢].
٨٦٥٥ من نكب عن الحق ذم عاقبته.
هر كه عدول كند از حق مذموم گردد عاقبت او.
٨٦٥٦ من طابق سره علانيته و وافق فعله مقالته فهو الذى أدى الأمانة و تحققت عدالته.
هر كه موافق باشد نهان او با آشكار او، و مطابق باشد كردار او با گفتار او،
[١] - شارح( ره) اين كلمه را« كافوه»( بفتح فاء و جزم واو) ضبط كرده است.
[٢] - از ترجمه معلوم مىشود كه شارح( ره)« مرارا»( بكسر ميم) را كه مفعول دوم« جرع» است بمعنى« مر» گرفته است و در كتب لغت باين معنى بنظر من نرسيد فتبصر و تحقق.