شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٣ - ٧٨٨٩ من عاند الحق قتله
٧٨٨٣ من كثر مزاحه[١] استجهل.
هر كه بسيار باشد مزاح او جاهل شمرده شود.
٧٨٨٤ من كثر خرقه استرذل.
هر كه بسيار باشد بدخوئى او خسيس و دنى شمرده شود.
٧٨٨٥ من جهل علما عاداه.
هر كه نداند علمى را دشمنى كند با او، چنانكه شايع است در عصر ما بلكه در أكثر عصرها بوده كه جمعى مذمت ميكنند علمى چند را باعتبار اين كه نمىدانند آنها را تا اين كه ندانستن آنها نقص نباشد از براى ايشان.
٧٨٨٦ من كثر مناه قل رضاه.
هر كه بسيار باشد اميدهاى او كم باشد رضاى او، يعنى رضا و خشنودى او به آن چه حق تعالى نصيب و بهره او كرده، زيرا كه بهر مرتبه كه برسد بآن راضى نباشد اميد و آرزوى بالاتر از آن داشته باشد.
٧٨٨٧ من حاسب نفسه سعد.
هر كه محاسبه نفس خود كند نيكبخت گردد.
٧٨٨٨ من كثر بره حمد.
هر كه بسيار باشد احسان او ستايش كرده شود، يعنى مردم ثنا و ستايش او كنند.
٧٨٨٩ من عاند الحق قتله.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را بفتح ميم ضبط كرده و صحيح بضم است چنانكه در متن ملاحظه مىشود و در مجلدات پيش برخى از نصوص لغويان را ياد كردهايم فراجع ان شئت.