شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٠ - ٧٨٧٢ من تاجر الله ربح
امورى كه وارد شود بر او و چاره آنها نتواند كرد.
٧٨٦٦ من عاش فقد احبته.
هر كه دراز كشد زندگانى او نيابد دوستان خود را، مراد اينست كه عمر دراز نيز در دنيا كه مردم طلب آن ميكنند بىكدورت نيست، باعث اين مىشود كه دوستان بروند و آدمى از اين مكدر و محزون گردد.
٧٨٦٧ من كثر ضحكه قلت هيبته.
هر كه بسيار باشد خنده او كم شود هيبت او، غرض منع از خنده بسيارست و اين كه باعث اين مىشود كه هيبت صاحب آن كم شود و وقعى در نظرها نداشته باشد.
٧٨٦٨ من خشى الله كمل علمه.
هر كه بترسد از خدا كامل باشد علم او.
٧٨٦٩ من كظم غيظه كمل حلمه.
هر كه فرو خورد خشم خود را كامل باشد حلم او.
٧٨٧٠ من ملك نفسه علا أمره.
هر كه مالك شود نفس خود را، يعنى آن را در فرمان خود دارد بلند گردد امر او، يعنى شأن و مرتبه او.
٧٨٧١ من ملكته نفسه ذل قدره.
هر كه مالك او شود نفس او، يعنى در فرمان نفس خود باشد خوار گردد قدر او.
٧٨٧٢ من تاجر الله ربح.
هر كه سودا كند با خدا سود كند.