شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٢ - ٨٩٧٩ من سالم الله سلمه و من حارب الله حربه
كه طبع كريمى دارد حاجت نزد او مبر و اميد باو مدار.
٨٩٧٦ من لم يرض من صديقه الا بايثاره على نفسه دام سخطه.
هر كه راضى نشود از دوست خود مگر باختيار او بر نفس خود دايم باشد خشم او، مراد اينست كه اگر چه دوست بايد كه دوست خود را اختيار كند بر نفس خود بدادن چيزى باو كه محتاج باشد بآن با وجود احتياج خود نيز بآن، نهايت چنين دوستى بسيار كم ميباشد پس اگر كسى راضى نشود از دوست خود مگر باين معنى پس هميشه خشمناك باشد از دوستان خود پس بايد كه اين توقع از دوستان نداشت.
٨٩٧٧ من كانت صحبته فى الله كانت صحبته كريمة و مودته مستقيمة.
هر كه بوده باشد صحبت او يعنى آميزش او در راه خدا، بوده باشد مصاحبت او گرامى و بلند مرتبه و دوستى او راست.
٨٩٧٨ من لم تكن مودته فى الله فاحذره فان مودته لئيمة و صحبته[١] مشومة.
هر كه نبوده باشد دوستى او در راه خدا پس حذر كن از او پس بدرستى كه دوستى او خسيس و پست مرتبه است و مصاحب او شوم و بىيمن و بركت.
٨٩٧٩ من سالم الله سلمه و من حارب الله حربه.
هر كه آشتى باشد با خدا سلامت دارد خدا او را، و هر كه جنگ كند با خدا جنگ كند خدا با او، مراد به «آشتى بودن با خدا» اطاعت و فرمانبردارى اوست
[١] -« صحبته» را مرفوع نيز مىتوان خواند مطابق قاعده نحويه معروف، ابن مالك گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|