شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٠ - ٨٢٠٧ من لم يجاهد نفسه لم ينل الفوز
٨٢٠٤ من لم يسمح و هو محمود سمح[١] و هو ملوم.
هر كه جود نكند و حال آنكه محمود باشد جود كند و حال آنكه ملوم باشد يعنى ملامت كرده شده باشد، ظاهر اين معنى دوم است كه در فقره سابق مذكور شد و حمل اين بر معنى اول خالى از دوريى نيست.
٨٢٠٥ من لم يحسن الاستعطاف قوبل بالاستخفاف.
هر كه نداند استعطاف را برابر كرده مىشود باستخفاف، «استعطاف» بمعنى طلب مهربانى كردنست و ظاهر اينست كه در اينجا مراد اصل مهربانى كردنست و طلب منظور نيست، و «استخفاف» بمعنى خوار و سبك گردانيدنست و مراد اينست كه هر كه نداند مهربانى كردن را، يعنى نداند قدر مهربانى كردن با او را و باين باصلاح نيايد و ترك بدى و دشمنى نكند برابر كرده مىشود باستخفاف، يعنى بايد كه در برابر اين صفت او و مقابل آن استخفاف كرد او را، يعنى خوار و سبك كرد تا باصلاح آيد، يا اين كه آن بجزاى اين خوار و سبك خواهد شد.
٨٢٠٦ من لم يحسن الاقتصاد أهلكه الاسراف.
هر كه نداند ميانه روى را يا خوب نكند ميانه روى را هلاك گرداند او را اسراف، مراد مذمت كسى است كه ميانه روى را نداند يا خوب نكند و مايل باسراف باشد باين كه اسراف او را هلاك مىگرداند، يعنى باعث هلاكت و زيان و خسران دنيوى و اخروى او مىگردد، و اما آنكه از ميانه روى مايل ببخل و تنگگيرى باشد پس او نيز مذموم است نهايت در اين فقره مباركه متعرض او نشدهاند.
٨٢٠٧ من لم يجاهد نفسه لم ينل الفوز.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« سمح بكذا( كمنع) جاد، ولى بالشىء سماحة أعطانى اياه، و العودلان و سمح الرجل( كشرف) صار من أهل السماحة فهو سمح و سميح و مسمح و مسماح».