شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٢ - ٩٠٢١ من رخص لنفسه ذهبت به فى مذاهب الظلمة
نفعى داشته باشد يا ضررى نداشته باشد عمل كند بآن، و آنچه چنين نباشد واگذارد آنرا و «طمع كند در او» يعنى در ملك او، و ممكن است كه ضمير راجع بملك او باشد كه محتاج بتأويلى نباشد.
٩٠١٨ من تهاون بالدين هان، و من غالب الحق لان.
هر كه خوار شمارد دين را خوار گردد، و هر كه غلبه جويد بر حق و خواهد غالب شود بر آن نرم گردد، يعنى نرم گردد از براى حق و مغلوب آن گردد، يا نرم گردد از براى همه كس و هر كسى او را مالش تواند داد.
٩٠١٩ من تسربل أثواب التقى لم يبل سرباله.
هر كه پيراهن خود كند جامههاى پرهيزگارى را كهنه نشود پيراهن او، پرهيزگارى را «جامه» گفتن باعتبار تشبيه آنست بجامه، باعتبار اين كه چنانكه جامه بدن را حفظ كند از آفات سرما و گرما و غير آن و بپوشاند عيوبى را كه در آن باشد همچنين پرهيزگارى حفظ كند آنرا از آفات دنيوى و أخروى، و بپوشد عيوب صاحب خود را، و جمعيت «جامهها» باعتبار تعدد افراد پرهيزگاريست بتعدد دل و جوارح كه هر يك را نوعى از پرهيزگارى باشد، و مراد به «پيراهن گردانيدن آنها» اينست كه آنها را لازم و ملاصق بدن خود گرداند مانند پيراهن.
٩٠٢٠ من أمل ثواب الحسنى لم تنكد آماله.
هر كه اميد داشته باشد ثواب سراى نيكوتر را كه آخرت باشد منع كرده نشود اميدهاى او، يا كم كرده نشود اميدهاى او، يعنى همه آنها عطا كرده شود، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: سخت و دشوار نگردد اميدهاى او يعنى بآسانى برآيد.
٩٠٢١ من رخص لنفسه ذهبت به فى مذاهب الظلمة.