شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٤ - ٧٧٩٣ من صدق اصلح ديانته
در دل گيرد و در صدد انتقام و بدى باشد با او و باطن او با ايشان صاف و بىغش نگردد، و ممكن است كه مراد نيكوئى گمان بمردم و بدى گمان بايشان باشد و مراد اين باشد كه هر كه گمان او بمردم نيكو باشد نيت و قصد او نيكو باشد زيرا كه چنين كسى نسبت بهر كس نيت و قصد بدى نخواهد داشت مگر كسى كه بدى او بر او معلوم شود و هر كه بد گمان باشد بمردم باطن او با عامه مردم بد باشد و اكثر افعال ايشان را بر محملهاى بد حمل كند و با ايشان دشمنى و عداوت كند و اين معنى ظاهرتر مىنمايد، نهايت بحسب ظاهر منافات دارد با اخبار بسيار ديگر كه ظاهر آنها اينست كه بمردم بدگمان بايد بود و از آن جمله در همين فصل مذكور شد كه «من حسن ظنه أهمل. من ساء ظنه تأمل. من اختبر قلا. من اقل الاسترسال سلم. من اكثر الاسترسال ندم» و هر يك ترجمه و شرح شد و از تأمل در آنها ظاهر مىشود ظهور آنها در آنچه مذكور شد.
و ممكن است دفع منافات باين كه مراد در آنها اين باشد كه در معاملات خود بايد كه اعتماد نكند بر مردم و بدگمان باشد بايشان باين كه احتمال خيانت در ايشان بدهد و از ايشان خاطر جمع نداشته باشد و خود بامور خود برسد و مراد در اينجا اين باشد كه هر چند بر مردم اعتماد نبايد كرد نهايت بايشان بدگمان نيز نبايد بود باين معنى كه افعال ايشان را تا ممكن باشد بر صحت و خوبى بايد حمل كرد و بمجرد اين كه محمل بدى داشته باشد بلكه هر چند ظاهر در آن نيز باشد بر بدى نبايد حمل كرد و آن را منشأ بغضى و دشمنى و قصد تلافى و انتقام نبايد كرد و اين كه هر كه چنين كند نيت و قصد او در باره مردم نيكو باشد و اگر چنين نكند و بمجرد احتمال بدى يا ظهور آن افعال مردم را بر بدى حمل كند با اكثر مردم بد مىشود و باطن او با ايشان صاف و پاك نباشد بلكه ببغض و كينه و امثال آنها مكدر گردد، و الله تعالى يعلم.
٧٧٩٣ من صدق اصلح ديانته.