شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٤ - ٩٠٢٧ من طال حزنه على نفسه فى الدنيا أقر الله عينه يوم القيامة و أحله دار المقامة
هر كه تدارك و بازيافت احوال نفس خود نكند سخت باشد درد او و عاجز گرداند شفاى او و نيابد طبيب را، «عاجز گرداند شفاى او» يعنى عاجز گرداند معالج را از تدبيرى براى آن، و «نيابد طبيب را» يعنى طبيبى را كه علاج او تواند كرد.
٩٠٢٦ من قصر فى العمل ابتلاه الله سبحانه بالهم، و لا حاجه لله فيمن ليس له فى نفسه و ماله نصيب.
هر كه كوتاهى كند در عمل گرفتار گرداند خداى سبحانه او را باندوه، و نيست حاجتى مر خدا را در كسى كه نبوده باشد براى او در نفس او و مال او بهره، «كوتاهى كند در عمل» يعنى در عمل از براى خدا و آخرت، و مراد به «اندوه» اندوه اخرويست بلكه دنيوى نيز، و «نيست حاجتى مر خدا را» يعنى او را از نظر لطف و توجه خود مىاندازد مانند كسى از ما كه هيچ نحو حاجتى بكسى نداشته باشد نه از براى دنيا و نه از براى آخرت كه متوجه او نمىشود، و «نبوده باشد براى او» يعنى براى خدا يا براى آن كس، و «در نفس او» يعنى در اعمالى كه كند نصيب و بهره از براى خدا در آنها نباشد يا نصيبى از براى او يعنى از براى آخرت او، زيرا كه نصيب و بهره كه بكار او آيد همانست، و همچنين در مال او نصيبى از براى خدا نباشد يعنى چيزى از آن در راه خدا صرف نكند يا از براى او نباشد يعنى از براى آخرت خود چيزى از آن صرف نكند.
٩٠٢٧ من طال حزنه على نفسه فى الدنيا أقر الله عينه يوم القيامة و أحله دار المقامة.
هر كه دراز كشد اندوه او بر نفس خود در دنيا، سرد گرداند خدا چشم او را روز قيامت، و فرود آورد او را در سراى اقامت، مراد به «اندوه بر نفس خود» اندوهيست كه از براى آخرت خود باشد و از خوف از آن و «سرد گردانيدن چشم»