شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٥ - ٧٨٤٥ من عدل نفذ حكمه
٧٨٤١ من قال بالحق صدق.
هر كه بگويد حق را تصديق كرده شود، يعنى غالب اينست كه كسى كه حق گويد از قماش سخن او مردم راستى او را مىيابند و تصديق او ميكنند.
٧٨٤٢ من عامل بالرفق وفق.
هر كه معامله كند با مردم بنرمى و هموارى توفيق داده شود، يعنى حق تعالى او را در هر باب توفيق دهد.
٧٨٤٣ من ندم فقد تاب.
هر كه پشيمان شود پس بتحقيق كه توبه كرده، «توبه» بمعنى رجوع و برگشتن از گناه است و مراد اينست كه همين كه كسى پشيمان شده از گناه، اين قوبه است، زيرا كه هر كه از چيزى در واقع پشيمان باشد يقين از آن رجوع كرده و برگشته و ديگر قصد كردن آن ندارد و حقيقت توبه همينست.
٧٨٤٤ من تاب فقد اناب.
هر كه توبه كند پس بتحقيق كه انابت كرده «انابت بسوى حق تعالى» بمعنى رجوع باوست، و مراد اينست كه هر كه توبه كند پس انابت نيز كرده زيرا كه كسى كه رجوع كند از گناه و بر گردد از آن بسبب گناه بودن آن، رجوع و برگشتن او از آن باعتبار نافرمانى حق تعالى است در آن، پس رجوع از آن رجوع از نافرمانيست بفرمانبردارى، و اين حقيقت انابت است، و يا باعتبار اين كه كسى كه توبه كند از گناه و پشيمان شود از آن، نمىشود كه رجوع بسوى حق تعالى نكند از براى عفو آن و در گذشتن از آن پس انابت نيز كرده.
٧٨٤٥ من عدل نفذ حكمه.
هر كه عدل كند جارى باشد حكم او.