شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٢ - ٨٨٥٥ من عمى عما بين يديه غرس الشك بين جنبيه
هر كه تعمق كند و بته رود در تفكر كند نشود بسوى حق، يعنى در ادراك حق در هر باب و رسيدن بسوى آن، و ممكن است كه ترجمه «لم ينب الى الحق» اين باشد كه دورى نكند بسوى حق يعنى از رفتن بسوى حق.
٨٨٥٣ من كثر مراؤه بالباطل دام عماؤه[١] عن الحق.
هر كه بسيار باشد جدل كردن او بباطل دايم باشد كورى او از حق.
٨٨٥٤ من هاله ما بين يديه نكص على عقبيه.
هر كه بترساند او را آنچه پيشروى اوست برگردد بر پاشنههاى خود، چون كسى كه برگردد از جائى كه مىرفته باشد بسوى آن برميگردد بر پاشنههاى خود و برميگرداند آنها را، شايع شده استعمال «برگشتن بر پاشنهها» در هر برگشتن از چيزى، و بنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه: هر كه بترسد از آنچه پيشروى اوست از عذاب و عقاب گناهان در قيامت، البته بر مىگردد از آنها، پس كسى كه برنگردد از آنها اين نشان اينست كه او را خوف و ترسى نباشد از آنها، و ممكن است كه مراد ترغيب بر دليرى در حرب باشد و اين كه بايد كه دليرانه رفت و ترس را بخود راه نداد كه همين كه كسى ترسيد برگردد بر پاشنههاى خود، يا اين كه مراد تعليم سركردگان جنگ باشد باين كه مردمى را كه دانند كه ترسناكند بمبارزت نفرستند كه ايشان برگردند بر پاشنههاى خود و باعث جبن بلكه هزيمت ديگران نيز مىشود.
٨٨٥٥ من عمى عما بين يديه غرس الشك بين جنبيه.
هر كه كور باشد از آنچه پيشروى او باشد بكارد شك را ميانه پهلوهاى خود، ممكن است كه مراد ظهور و وضوح امر قيامت باشد و اين كه آن بمرتبهايست
[١] - كذا ممدودا بخطه الشريف صريحا و گويا بايد مقصور باشد( رجوع شود بكتب لغت) و اين حديث در هيچيك از دو نسخه چاپى در اين مورد نيست( رج ص ٣٢٩ چاپ هند و ص ٢١٣ چاپ صيدا).