شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠ - ٧٣٨٤ ليكن احب الامور اليك اعمها فى العدل و اقسطها بالحق
٧٣٧٨ ليكن ابغض الناس اليك و ابعدهم منك اطلبهم لمعايب الناس.
بايد كه بوده باشد دشمن داشته شدهترين مردم بسوى تو و دورترين ايشان از تو جوياترين ايشان مر عيبهاى مردم را.
٧٣٧٩ ليكن مسألتك ما يبقى لك جماله و ينفى عنك و باله.
بايد كه بوده باشد جايگاه سؤال تو آنچه باقى ماند از براى تو زيبائى و جمال آن، و زايل كرده شود از تو و بال آن.
٧٣٨٠ ليكن زهدك فيما ينفدو يزول، فانه لا يبقى لك و لا تبقى له.
بايد كه بوده باشد بىرغبتى تو در آنچه فانى شود و زايل گردد پس بدرستى كه آن باقى نمىماند از براى تو و باقى نمىمانى تو از براى آن، يعنى در أمور دنيوى، زيرا كه نه آنها باقى مىماند از براى تو، و نه تو باقى مىمانى از براى آنها.
٧٣٨١ ليكن موئلك الى الحق فان الحق اقوى معين.
بايد كه بوده باشد برگشتن تو بسوى حق پس بدرستى كه حق قويترين يارى كننده است.
٧٣٨٢ ليكن مرجعك الى الصدق فان الصدق خير قرين.
بايد كه بوده باشد رجوع تو بسوى راستى، پس بدرستى كه راستى بهترين همراهيست.
٧٣٨٣ ليكن احظى الناس منك احوطهم على الضعفاء و اعملهم بالحق.
بايد كه بوده باشد بهرهمندترين مردم از تو نگهدارى كنندهترين ايشان بر ضعيفان و عمل كنندهترين ايشان بحق.
٧٣٨٤ ليكن احب الامور اليك اعمها فى العدل و اقسطها بالحق.