شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٧ - ٨٧٣٥ من اقتنع بالكفاف أداه الى العفاف
٨٧٣٠ من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية.
هر كه گرامى باشد بر او نفس او خوار نگرداند آن را بنافرمانى حق تعالى، يعنى نگذارد كه نافرمانى كند و بسبب آن خوار گردد.
٨٧٣١ من حدث نفسه بكاذب الطمع كذبته العطية.
هر كه حديث كند نفس خود را بطمع دروغ دروغگو بر آورد او را عطيه، ممكن است مراد به «طمع دروغ» طمع از غير خداى عز و جل باشد كه دروغ ميباشد و بعمل نيايد، و مراد اين باشد كه هر كه بخاطر بگذراند طمع عطيه را از كسى، نمىشود كه عطيه او دروغگو بر نياورد او را، يا باين كه در اصل بعمل نيايد و يا اين كه در خور طمع او نباشد و الله تعالى يعلم.
٨٧٣٢ من سالم الناس ربح السلامة.
هر كه آشتى باشد با مردم و نزاع و دشمنى نكند با ايشان سود كند سلامتى را، يعنى سلامتى از ضرر ايشان را.
٨٧٣٣ من عادى الناس استثمر الندامة.
هر كه دشمنى كند با مردم بچيند ميوه پشيمانى و ندامت.
٨٧٣٤ من تحلى بالانصاف بلغ مراتب الأشراف.
هر كه زيور يابد بانصاف برسد بمرتبههاى بلند مرتبهها و اشراف.
٨٧٣٥ من اقتنع بالكفاف أداه الى العفاف.
هر كه قناعت كند بكفاف بكشاند آن او را بعفاف، «كفاف» چنانكه مكرر مذكور شد قدريست از روزى كه نه تنگ باشد و نه زياد، و «عفاف» باز ايستادن از حرامهاست، و مراد اينست كه قناعت كردن بكفاف نگاه مىدارد آدمى را از افتادن