شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦ - ٧٢٩٥ لكل شيء حيلة، و حيلة المنطق الصدق
هر جمعيتى را پراكندگيى باشد، و همچنين دل بهيچ جمعيتى نبايد بست و پراكندگى آنرا بايد بخود قرار داد.
٧٢٩٣ لكل مقام مقال.
از براى هر مقامى سخن گفتنى است[١]، يعنى هر سخن را در هر مقامى نتوان گفت بسا باشد كه سخنى در مقامى و مجلسى بسيار خوش آيد و در مقام و محفل ديگر بغايت زشت و قبيح نمايد، پس آدمى هر سخنى كه گويد بايد كه تأمل كند در آن كه مبادا مناسب آن مقام نباشد.
٧٢٩٤ لكل امر مآل.
از براى هر كارى عاقبتى باشد يعنى هر كارى را عاقبتى باشد نيكو يا زشت، پس هر كارى را كه كسى خواهد كه بكند بايد كه نظر در عاقبت آن كند كه مبادا عاقبت آن بد باشد.
٧٢٩٥ لكل شيء حيلة، و حيلة المنطق الصدق.
از براى هر چيزى چارهايست، و چاره منطق يعنى سخن راستگوئيست، يعنى هر چيز چاره دارد كه بآن دفع گزند از آن مىتوان كرد و چاره منطق راستگوئيست هرگاه آدمى راست گويد از آن سخن گزندى باو نرسد و ضررى بر آن مترتب نگردد و اين در وقتيست كه مضطر شود بسخن گفتن كه در آن وقت بايد كه آنچه راست باشد بگويد و دروغ نگويد كه در چنين وقتى هرگاه راست گويد ضررى باو نرسد نه اين كه در هر وقت آنچه راست باشد توان گفت، بسا باشد كه سخنى هر چند راست باشد نبايد گفت و بر گفتن آن ضرر عظيم مترتب گردد. و در بعضى نسخهها بجاى «حيلة و حيلة»: «حلية و حلية» است، و بنا بر اين معنى اينست كه: از براى هر چيز زيوريست و زيور سخن راستگوئيست، و اين ظاهرترست.
[١] - مناسب اين مضمون بلكه معنى آنست:« هر سخن جائى و هر نكته مكانى دارد».